• منتشر شده در شنبه, 25 شهریور 1396 10:19

ضرورت تعمیق و توسعه مناسبات با همسایه شمالی ایران

 

 
 

ایجاد مناسبات بر پایه حُسنِ همجواری با همسایگان، همواره یکی از اصول دیرپای کشورهای دنیا بعد از شکل‌گیری دولت-ملت‌ها بود. 
آن‌ دسته از کشورها که قادر به ایجاد روابط اقتصادی-سیاسی خوبی با کشورهای همسایه خود می‌شدند، علاوه بر حُسن استفاده از روابط همجواری، در مسدود کردن راه‌ و حتی فکر دشمنی از سر کشور همسایه موفق بودند، اما کشورهایی که قدرت و یا شانس برقراری ارتباط خوب با کشورهای همسایه را نداشتند، همواره با کابوس یک دشمن بالقوه در همسایگی خودشان روزگار می‌گذراندند.
اما در این میان، ایران به دلیل تمدن چندهزارساله و روی کار آمدن سلسله‌های مختلف با اهداف سیاسی و اقتصادی متنوع، روزهای پرفراز و نشیبی را در ایجاد و حفظ مناسبات تجاری و سیاسی با کشورهای همسایه از سر گذراند.
در میان همسایگان ایران، برخی از آن‌ها همچون همسایه شمالی (روسیه) به دلیل برخورداری از اقتدار سیاسی و نظامی و اقتصادی در ادوار مختلف تاریخی، دارای اهمیت استراتژیک بوده است.
اما میزان دوستی این دو کشور با یکدیگر همواره به یک اندازه نبوده است، زیرا شدت و ضعف تاثیر و تاثرات متغیرهای خارجی و داخلی، شکل‌گیری و شدت‌بخشی در ایجاد تلاطم‌های سیاسی را در پاره‌ای اوقات برای دو کشور اجتناب ناپذیر می‌کرده است.
به گواه اسناد و کتب معتبر تاریخ، شاید بتوان جنگ‌های ایران و روسیه در دوران حکومت فتحعلی‌شاه قاجار و عقد دو قرارداد ننگین گلستان و ترکمانچای را که در پی آن بخش‌های وسیعی از نواحی شمالی ایران از آن جدا شد، را اوج تیرگی روابط در میان دو کشور دانست.
بعدها در سال 1907 میلادی، انعقاد قرارداد سن‌پترزبورگ که طی آن، کشورهای روسیه و انگلستان، ایران را به دو منطقه نفوذ در شمال و جنوب تقسیم کرده بودند نیز مناسبات میان دو کشور را با بحران روبرو ساخت.
این اولین ورود جدی روس‌ها و آشنایی آن‌ها با فرهنگ و زندگی مردمان شمال ایران در تاریخ معاصر بود.
البته ناگفته نماند که این «آشناییِ اشغالگرانه» به دلیل برخی اقدامات خلاف قانون و شرع مقدس اسلام در نواحی شمال ایران، توسط روس‌ها بسیار تلخ و مشمئزکننده بود و خاطر مردم مسلمان دو استان شمالی ایران (گیلان و مازندران) را به شدت مکدر کرده بود که البته از دشمن، جز دشمنی انتظار نمی‌رفت!
اما از آنجا که هیچ دو دشمنی در دنیا تا به ابد دشمن نمی‌مانند، ایران و روسیه نیز از این امر مستثنا نبوده و در دوران‌های بعدی و با روی کار آمدن حکومت‌های جدید در روسیه و ایران، آفتاب دوستی‌ها از پشت کوه‌های بلند سیاست، طلوع کرد و کار را به جایی رسانید که در حال حاضر، بسیاری از کشورهای دنیا، دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فدراتیو روسیه را به عنوان دو متحد استراتژیک می‌شناسند که در بسیاری از رویکردها و عملکرد‌های سیاسی‌شان در قبال مسائل و معضلات روز منطقه و جهان، دارای اشتراکات فکری و عملی بسیاری است.
یکی از جمله عوامل بسیار تاثیرگذار در تعمیق و رشد و توسعه مناسبات تجاری و سیاسی میان همسایگان، نقش استان‌های همجوار در بهبود و توسعه روابط دوستانه است و هر قدر که استان‌های همجوار به نمایندگی از کلیتِ جغرافیای یک کشور، نقش‌ بیشتری را در توسعه کمی و کیفی ارتباطات دو کشور، به ویژه در حوزه اقتصادی و صنعتی و بکارگیری از ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل‌شان ایفا کنند، افق‌های آینده روابط میان دو کشور همسایه روشن‌تر خواهد بود 
در این میان، استان مازندران نیز به دلیل همجوار بودن با کشور روسیه، نقش و مسئولیت بیشتری را در جهت توسعه و تعمیق روابط با این کشور قدرتمند جهان دارد که در طول سال‌های گذشته و علیرغم رغبت و تمایل طرفین برای تحقق این آرزوی دیرینه، هنوز شاهد سیگنال‌های بسیار قوی در این رابطه نبوده‌ایم.
البته ناگفته نماند که بیشترین تقصیرها در خصوص عدم ایجاد یک رابطه منسجم و منطقی در استان‌های همجوار دو کشور، به گردن مازندران است و متاسفانه باید به این حقیقت تلخ اشاره کرد که هر قدر این علاقه از طرف استان‌هایی همچون آستاراخان برای توسعه روابط و مناسبات تجاری با مازندران وجود داشته است، مسئولان مازندرانی، کمتر رغبتی را برای دوستی‌های هرچه بیشتر و بهتر از خود نشان داده‌اند.
البته یک ضرب‌المثل ایرانی‌ست که می‌گوید، ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است و به همین اعتبار نیز امید می‌رود طی سفر قریب‌الوقوع سفیر روسیه به مازندران، اقدامات عاجلی از سوی مسئولان مازنی صورت گیرد، زیرا مثل دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید: همیشه خیلی زود دیر می‌شود!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی