آخرین اخبار :
  • منتشر شده در یکشنبه, 22 تیر 1399 10:16
«خبرشمال» به بهانه روز عفاف و حجاب می‌نویسد؛

من نجیب نیستم؟

 
 
 
 
ماه‌بانو صالح‌نژاد /

اشاره: هربار که در جمله‌ای با واژه‌هایی چون عفاف یا نجابت روبه‌رو می‌شوم، صدای «رضا کیانیان» دوباره در گوشم می‌زند که؛ «نجابت وقتی معنا پیدا میکنه که راه دومی هم وجود داشته باشه». جمله‌ای که به من یاد داد برای خوب بودن، متعهد بودن و سلامت جسم و جان زنانه‌ام، نیازی به حذف یا نامریی کردن خودم در اجتماع ندارم که هیچ، اصلا نباید که این‌کار را بکنم. به‌عنوان یک زن در اجتماع نه‌چندان کوچک شهرم، نه تنها این‌روزها، که تمام عمر با نصایحی روبه‌رو بوده‌ام با مضمون نامریی بودن و حل شدن در شلوغی جامعه برای حفظ امنیتم. آیا معنای حجاب را با محدودیت و پنهان شدن اشتباه نمی‌گیریم در چنین راهکاری؟ به بهانه روز ملی حجاب، این پرسش را وامی‌شکافیم، گرچه پاسخ آشکار است.
در فهم پرسش‌هایی همچون چرا جامعه سرپاست، چگونه نظم و سامان اجتماعی حفظ می‌شود و اینکه چرا افراد جامعه، کنترل اجتماعی را می‌پذیرند و برخی نمی‌پذیرند، یا همین تاثیر تبلیغ دیروز-تا-امروزی حجاب و نجابت زن باید برویم به سراغ نگاهی جامعه‌شناختی و بدون تعصبات متاثر از خرده‌فرهنگ‌ها و نادانش‌ها و از آن‌جا که مسایل اجتماعی برآمده از روابط اجتماعی‌اند، جامعه‌شناسی هم با روابط اجتماعی سروکار دارد.
موضوع حجاب زنان و ناهنجاری در پوشش وضعیتی است که گفته می‌شود وجود دارد. مردم در مورد آن صحبت می‌کنند، رسانه‌های جمعی درباره آن بحث می‌کنند و صندلی‌های سیاسی و اجتماعی نیز مکانی برای حکم دادن درباره‌اش هستند. اختلال در حجاب و طرز پوشش، مغایر با ارزش‌های محوری یک جامعه مذهبی است و بهانه‌ای برای جریحه‌دار شدن وجدان جمعی جامعه، که به عنوان یک مساله اجتماعی ضروری‌ست بشناسیم‌اش. شناخت مساله پیمودن نیمی از راه برای فهم شرایط حل یا پذیرفتن آن است. مساله‌ای که زنان از جهت فکری و عملی با آن درگیرنـد و در حوزه‌های حقوقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و خانوادگی مدام با آن روبه‌رو می‌شوند.
مسایل زنان را جدا از مردان نمی‌توان شناسایی کرد، که از یک سو فکر و اندیشه قانون‌گذاران و مجریان قوانین جامعه و از سوی دیگر طبقه زنان و سایر اقشار را به خود مشغول می‌کند. مهم‌ترین مسایل زنان، مسایل فرهنگی‌ است. این مسایل  همچنان‌که در بستری وسیع و با آهنگی کند ساخته می‌شوند، به همان کندی و بلکه کندتر قابل تغییرند.
مسایل فرهنگی زنان همچون موضوع نقش‌ زن و مرد و مقوله جنسیت. زن در اقوام و ملل عصر حاضر که شاید به ظاهر رفتار بسیار متفاوتی داشته باشند، حیات برهنه‌ای است که فرهنگ، سعی در تصاحب آن دارد و قدرت در این حیطه دخل و تصرف می‌کند و می‌کوشد به نام دانش و حقیقت، آن را تعریف کند.
در چنین فضایی با یکی از مسایل اجتماعی و فرهنگی زنان به نام حجاب و پوشش بدن مواجهیم که در بستری از روابط اجتماعی و در عرصه‌ای از ارتباطات میان‌فردی شکل می‌گیرد. کم و کیف روابط اجتماعی و نحوه چینش آن‌ها می‌تواند در رفتار موجودیت‌های اجتماعی تأثیر داشته باشد. به همین ترتیب، رفتار کنشگران اجتماعی و تفسیر و فهم آنان از رفتار خود، دیگران و محیط اجتماعی‌شان در ساختار روابط اجتماعی اثر متقابل دارد. کنش متقابل نمادی، ارتباط به ویژه ارتباطات نمادین، پایه و اساس تمامی کنش‌های اجتماعی شناخته شده می‌شوند.
حجاب به مفهوم پوشش، در بستری از روابط اجتماعی شکل می‌گیرد که از یک سو ممکن است دارای شکل و قالبی متنوع و جوهر و محتوایی یکسان باشد یا از منظر ارتباطاتی، حجاب به مثابه رسانه‌ای هویتی و ارتباطی است که نقش نمادین در عرصه ارتباطات میان‌فردی دارد. حجاب دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی‌ست و المان‌های مذهبی- معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری زیادی در خود دارد که می‌توان از نگاه‌ها و پارادایم‌های مختلفی بررسی‌اش کرد.
حجاب یا به‌طور کلی نحوه پوشش پدیده‌ای فرهنگی-مذهبی است یا سیاسی-امنیتی؟
 پایه پذیرش حجاب در میان زنان یک جامعه دینی، براساس سنت است یا قرارداد یا اجبار؟ بر مبنای ارزش‌هاست یا اخلاقیات یا عواطف؟
حجاب حق است یا تکلیف یا هر دو آن؟
حجاب چه رابطه‌ای با مقتضیات زمان و فرآیند مدرنیزاسیون دارد؟
حجاب شرعی و حجاب عرفی چه جایگاهی در وضعیت پوشش مردم ما دارد دارد؟
فساد اقتصادی، بی‌اعتمادی سیاسی، آشفتگی اجتماعی و رکود فرهنگی چه تاثیری بر نحوه پوشش زنان و مردان به‌عنوان هنجاری اجتماعی دارد؟
دانه به دانه این پرسش‌ها، پیش از هر قضاوتی برآمده از نحوه پوشش عضوی از جامعه باید پاسخ داده شوند. آیا کسی که عمری بی‌تفاوت به اوج و فرود جامعه، بهار و خزان و حتی تغییر کلیت فرهنگ غالب و در قدرت، پشت حفاظ قوانین خانواده یا عرف جامعه پنهان شده و در سیاهی شب خود را حل می‌کند، در برابر آن‌که از جوان‌ترین سال‌هایش به جنگ شب می‌رود و در این نبرد، ذره ذره خود را درمی‌یابد که باید چگونه هم خودش و هم جهانش باشد، برتری متمایل به قضاوت و صدور حکم دارد؟ چرا هرقدر که معمول‌تر در جامعه باشیم، جرات ناعادلانگی ما بالاتر می‌رود و وهم عدالت برمان می‌دارد. یعنی چه؛ که مادرت، زن نجیبی بود؟

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی