آخرین اخبار :
  • منتشر شده در پنج شنبه, 28 شهریور 1398 11:49
«خبرشمال» از شکسته شدن طلسم شهرداری ساری می‌نویسد؛

سلام «رجبی» بر چهل‌‌وسه!

 
 
 
 

هومن حکیمی /


اشاره: 43 عدد پیچیده‌ای نیست. رمز و راز خاصی هم ندارد. نه مثل 13 است که می‌تواند علامت یأس و نگرانی باشد یا در شکست‌های عاشقانه ادبی به‌عنوان تمثیل استفاده شود و نه مثل مثلا 77 آن‌قدر «رند» و سرراست است که انتظارات از آن بالا باشد! 43، نه مجذور عددی است و نه جذرش، تبدیل به چیز خاصی می‌شود. فقط ممکن است یک روزی از آن تقدیر بشود که مثلا با فلان عدد جمع یا در فلان عدد ضرب و تبدیل شد به یک رقم کلان‌تر، بیشتر؛ خیلی بیشتر... .

اول
بالاخره دیروز چهل‌وسومین شهردار ساری هم منصوب شد؛ «عباس رجبی بیجاربنه» پس از کش و قوس‌های فراوان، با حکم وزیر کشور از امروز شهردار رسمی مرکز استان مازندران است.
رجبی ویژگی‌های بارزی دارد. او به همان اندازه که جوان محسوب می‌شود، باتجربه هم هست و با اینکه در همین شهرداری، مدیریت‌های کلان مختلف را تجربه کرده، نمی‌توان او را مستقیما شهرداری‌چی نامید (آن‌گونه که باب شده در مجالس عمومی و خصوصی!)، بنابراین از همین ابتدا می‌تواند با کمترین وابستگی به فلانی یا بهمانی در شهرداری، مدیریتش را بر ساری آغاز کند.
او، عضو شورای اسلامی شهر ساری هم نیست که چالش مثلا شهردار شدن یکی از اعضای شورا با دیگر اعضا را در کوله‌بار شهردار شدنش حمل کند و وقتش صرف کلنجار رفتن با آن شود.
این مسأله البته نافی این نیست که به هر حال رجبی نیز دور از کنش - واکنش شورای شهر با منصب جدیدش نخواهد شد چون اصل تعامل و تقابل شهردار، با اعضای شورای شهر است.
نکته بعدی درباره شهردار جدید ساری این است که تقریبا تمام کارمندان و کارکنانی که با او در مناصب قبلی کار کرده‌اند ستایشش می‌کنند؛ کسی که حواسش به نیروهایش و خواسته‌ها و پرکاری‌ها و کم‌کاری‌هایشان است و به موقع از آنها حمایت و به موقع با آنها برخورد می‌کند.
رجبی، شهرداری را و سازمان‌هایش را و شهرداری‌های مناطقش را و البته نیازهای امروز و فردای شهر را خوب می‌شناسد، پس چندین گام از کسی که خارج از این شهر و این محدوده، شهردار بشود، جلوتر است... .

دوم
ساری؛ مرکز مازندران، پس از دوره چهارم شورای اسلامی شهر و آمدن «مهدی عبوری»، وارد مسیر تازه‌ای شد. حساب کمی‌ها و کاستی‌های دوران عبوری را اگر کنار بگذاریم، ساری در این سال‌ها چه خواسته و چه ناخواسته و براساس شرایط دوران جدید، دیگر سکوت و درجازدن را برنمی‌تابد بنابراین کار عباس رجبی، هم راحت است و هم دشوار. او چاره‌ای جز حرکت رو به جلو ندارد که در این اوضاع اقتصادی، کارش را کمی دشوار می‌کند اما تجربه مدیریت تقریبا 7 ساله مهدی عبوری و دقت به نکاتی که باعث شد، ساری در ادامه از آنچه شروع شده بود جا بماند، کار شهردار جدید را راحت‌تر خواهد کرد. ضمن اینکه مهدی عبوری، بیشتر زمان مدیریتش در شهرداری ساری را با استانداری به نام «ربیع فلاح» گذراند که از استاندار بودن، تنها نامش را یدک می‌کشید اما «مجید حسین‌زادگان»، استاندار امروز مازندران در زمانه شهردار شدن رجبی است که جنس مدیریت و حمایت و آگاهی‌ و البته قانون‌مند بودنش، پشتوانه محکمی برای شهردار جدید مرکز
مازندران است... .

سوم
امروز، اینکه چطور شد که «عباس رجبی» شهردار ساری شد، دیگر اهمیتی ندارد. اینکه فلانی‌ها موافق شهردار شدن او و بهمانی‌ها مخالف این اتفاق بودند، اهمیتی ندارد. اینکه رجبی قدش بالای 1 متر و هشتاد است یا کمتر، اهمیتی ندارد. اینکه...، آنچه مهم است تمکین همه از انتصابی‌ست که تمام سعی‌اش را کرد از مجاری روزمینی به نقطه آخر برسد. آنچه مهم است برنامه خواستن از شهرداری‌ست که انگیزه و برنامه دارد و با علم به اینکه وارد چه میدان دشواری شده است، این مسوولیت را پذیرفته است.  آنچه مهم است نه کمک به شخص رجبی بلکه کمک به مردی‌ست که از امروز قرار است سکان هدایت امور شهری ما را در دست بگیرد و اتفاقا زمان خوبی‌ست که یادآور شویم، این، کشتی‌ای است که همه ما سوارش هستیم و سوراخ شدنش همه ما را غرق خواهد کرد... .

چهارم
به شهردار جدید ساری می‌توانیم و باید کمک کنیم. می‌توانیم و باید در ابتدا طوری همراهش باشیم که احساس کند می‌تواند و باید به همه مردم شهرش تکیه کند تا کارها بهتر پیش برود. بنابراین می‌توانیم به او پیشنهاد بدهیم که مثلا در حوزه رسانه، نه رسانه‌ها را در اختیار خودش بگیرد و نه خودش را در اختیار آنها قرار بدهد. می‌توانیم به او بگوییم که انتظار نداریم معجزه کند اما انتظار داریم صدای مردم شهرش را خوب بشنود، اتاق کارش شیشه‌ای باشد اما از سنگ‌اندازی‌ها نگران نباشد چون ما سعی می‌کنیم از مسوولانی که دروغ نمی‌گویند و ما را بازیچه خودشان قرار نمی‌دهند، مراقبت کنیم چون مراقبت از آنها درواقع مراقبت از خودمان و شهرمان است. اصلا می‌توانیم به شهردار جدید شهرمان بگوییم که واقعا 43 باشد؛ همین‌قدر بی‌تکلف و بدون اطوار، همین‌قدر معمولی اما موثر و همین‌قدر دور از فرمول‌ها و «جبر»هایی که فقط به درد کتاب‌ها و خلوت‌ها می‌خورند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی