آخرین اخبار :
  • منتشر شده در سه شنبه, 26 شهریور 1398 12:18
«خبرشمال» از لزوم تسریع در تهیه نقشه کاداستر برای تالاب میانکاله گزارش می‌دهد؛

عقب‌نشینی تالاب، پیشروی تالاب‌خوارها

 
 
 
 

/ مائده مطهری زاده


می‌سوزد، خورده می‌شود اما دم برنمی‌آورد! همین چند کلمه وصف تمامیت یک تالاب سراپا اندوه است که در پیش چشم میلیون‌ها انسان خالی از احساس عنقریب مرگ را در بغل می‌گیرد و تمام می‌شود...!
میانکاله را می‌گویم! همان تالاب زیبا و منحصربفردی که در 12 کیلومتری شمال شهر بهشهر سالیان درازی بود که آرام گرفته بود اما حالا از بس که آتش به جانش انداخته‌اند آرام و قرار ندارد!
تالابی که با مساحت بیش از 68 هزار هکتار از سال ۱۳۴۸ تا کنون به عنوان «منطقه حفاظت‌شده» تعیین شد و هم‌اکنون با عناوین پناهگاه حیات وحش، تالاب بین‌المللی و ذخیره‌گاه طبیعی زیست‌کره تحت حفاظت محیط زیست قرار دارد.
یکی از دلایل اهمیت میانکاله تا پیش از این به این خاطر بوده است که در تمام سواحل جنوبی دریای خزر هیچ منطقه‌ای جز آن وجود نداشت که محیط‌طبیعی آن در وضعیتی نسبتاً دست‌نخورده باقی‌مانده باشد و این در حالی بود که تمامی سواحل دیگر به‌طور گسترده با ساخت‌وسازهای انسانی همچون جاده، شهر و روستا و کارخانه‌ها دگرگون شده‌ بوده است و تمام دلخوشی دوستداران محیط زیست این بود که حداقل این تالاب منحصربفرد و با اهمیت از دست اندازی‌ها دور مانده است اما این دلخوشی در سال‌های اخیر، کم و کم و کمرنگ‌تر شده است تا جایی که بخش‌های وسیعی از زمین‌های بکر تالاب جولانگاه آتش افروخته گرس کاران شده و هکتار هکتار از اراضی تالاب را طعمه حریق کرده است و حالا این روزها باخبر شدیم که معضل خوردن تالاب نیز به مشکل سوزاندن تالاب اضافه شده است و تازه این بلایا جدای از معضل آلودگی تالاب توسط دودها و آلایندگی‌های ناشی از فعالیت نیروگاه نکا در مجاورت آن است که بارها توسط کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی هشدارهای لازم درباره آن داده شده است.
*تا نقشه کاداستر تهیه نشود اوضاع همین است
مهندس داریوش عبادی، دبیر تشکل‌های مردم‌نهاد در حوزه محیط‌زیست و منابع طبیعی مازندران، اما در خصوص خورده شدن تالاب میانکاله ضمن تایید این مطلب، به خبرشمال گفت:« متاسفانه تالاب میانکاله از داشتن سند کاداستر (سندی که مرز میان حدود و حریم اراضی منابع طبیعی را با اراضی مستثنیات تعیین می‌کند) محروم مانده و همین امر نیز بهانه را به دست عده‌ای از کشاورزان و بومیان منطقه داده است تا با استفاده از موقعیت پیش آمده (پسروی آب تالاب)، ادعا کنند که زمین‌های کشاورزی‌شان که در زمان پیشروی آب تالاب به زیر آب رفته بود، اکنون دوباره سر از آب درآورده و به این ترتیب، تالاب حق آنان را به آنان بازپس داده و حال آنکه چنین فرضی از اساس باطل است، زیرا اصلا زمین‌های مزبور، متعلق و جزئی از حریم تالاب بوده و این زمین‌ها چه در زمان پیشروی و چه در زمان پسروی آب، متعلق به تالاب بوده و هست.»
عبادی در ادامه با بیان اینکه اکنون نیز در زمان پسروی آب تالاب قرار داریم که آب در این حالت، حدود 10 سانتی‌متر کاهش یافته است، خاطرنشان کرد:« متاسفانه سازمان جنگل‌ها، (اداره کل منابع طبیعی و سازمان جهاد کشاورزی مازندران که متولیان اصلی تالاب هستند، تاکنون وظایف خود را در قبال تالاب میانکاله به درستی انجام نداده‌اند و همین عدم تعیین تکلیف، شرایط را برای دست‌ اندازی عده‌ای فراهم کرده است و اگر این رویه به همین شکل ادامه یابد، معلوم نیست وضعیت تالاب تا چه اندازه بدتر از این خواهد شد.»
مهندس عبادی با اشاره به اینکه حدود و حرایم تالاب‌ها که از جمله عرصه‌های بسیار مهم و ارزشمند منابع طبیعی هستند، در تمام دنیا معلوم و به رسمیت شناخته شده است، اظهار داشت:« تا زمانی که حدود و ثغور محدوده و حریم تالاب مشخص نشده و با تحقیق و بررسی‌های عمیق و وسیع کارشناسانه معلوم نشود که کدام بخش از زمین‌ها ابتدا تالاب بوده یا زمین کشاورزی، این کشمکش میان تالاب و بومیان و ... ادامه خواهد داشت.»
البته عبادی در پایان نیز این نکته مهم را یادآور شد که «سواحل اساسا به دلیل بافت منحصربفرد خاک، قابلیت کشت و زرع را ندارند و این تصاحب‌ها به بهانه بازپس‌گیری زمین‌های کشاورزی، قطعا مقدمه‌ای خواهد بود برای دست‌اندازی‌‌های بیشتر برای ساخت‌و‌ساز ویلا و ... که بی‌شک میانکاله را به نابودی مطلق خواهد کشید.»

*تجاوزها در تالاب میانکاله بسیار زیاد شده است
حسینعلی ابراهیمی کارنامی، رییس اداره حفاظت محیط‌زیست مازندران، نیز در روزهای گذشته و در گفت‌وگو با همشهری درباره تالاب‌خواری در میانکاله گفت: با خشک شدن ضلع غربی میانکاله در چند سال اخیر، تخریب و تجاوز در این منطقه آغاز شده است. تنها موضوعی که می‌تواند محیط‌زیست را بر زمین‌خوارهای میانکاله فائق آورد، وجود مستندات حقوقی است که ادعای زمین‌خوارها را تکذیب کند.
به اعتقاد ابراهیمی کارنامی، نبود مرز مشخص بین منابع ملی و مستثنیات، مشکل اصلی در زمین‌خواری است.
او گفت: این مرزها تثبیت شده نیست و به‌رغم اینکه رییس وقت سازمان جنگل‌ها چند سال پیش از مراکز استان‌ها خواست که تعیین حدود منابع طبیعی روی نقشه‌های به روز صورت گیرد، ولی این کار به تمامی صورت نگرفت؛ آنچه انجام شد بسیار کم است. طبق قانون جنگل‌ها و مراتع، تشخیص منابع ملی از مستثنیات بر عهده سازمان جنگل‌هاست و سازمان محیط‌زیست برای تعیین آن وظیفه‌ای ندارد. وقتی مرز مشخص شود، احتمال تخریب و تجاوز به‌شدت کاهش پیدا می‌کند ولی به صفر نمی‌رسد. زمین‌خوارها شیوه‌های متنوعی برای دور زدن قانون بلدند.
ابراهیمی کارنامی می‌گوید: تالاب‌خوارها درون دریا سنگ می‌ریزند که بتوانند زمین را استحصال کنند و با گشت و کنترل‌هایی که در اراضی متصل به تالاب انجام می‌گیرد بیشتر بر تجربه محیط‌بان‌ها تکیه می‌شود، چراکه محیط‌بان‌ها به خوبی می‌دانند که در طول سال‌ها اندازه تالاب چقدر بوده و چه تغییراتی کرده و زمین‌خواری کجا و به چه شکلی صورت گرفته است.
وی با اشاره به اینکه تعداد زیادی پرونده قضایی در منطقه قره‌تپه و حسین‌آباد برای تالاب‌خواری تشکیل شده است نیز می‌افزاید: تالاب‌خوارها معتقدند در سال‌های قبل از دهه ۷۰، در زمین‌هایشان آب نبوده و بعدا با بالا آمدن آب دریای خزر به تالاب تبدیل شده است. آنها مدعی‌اند که برای این زمین‌ها سند دارند. مالکیت بخش‌های غربی تالاب پیچیدگی‌های حقوقی دارد ولی تمام هم‌وغم محیط‌زیست این است که از تمامی اراضی که ارزش تالابی دارد، دفاع کند.
مدیرکل محیط زیست مازندران با اشاره به اینکه متأسفانه تالاب‌خوارها در همه جا مثل میانکاله و فریدون‌کنار وجود دارند، ادامه داد: ولی ما تکلیف قانونی‌مان را عملی می‌کنیم اما باید اذعان داشته باشیم که حجم تجاوزها به عرصه تالاب میانکاله متأسفانه بسیار زیاد
بوده است.
وی حتی در پاسخ به این سؤال که آیا تشکیل پرونده منجر به توقف تجاوز به تالاب شده است یا خیر، نیز تصریح کرد: تجاوز تالاب‌خوارها تا تعیین تکلیف اراضی ملی توسط محیط‌زیست متوقف شده است و در این قسمت عمدتا بحث کشاورزی رواج دارد و متجاوزان ابتدا با کشاورزی شروع و سپس ویلا می‌سازند و ما فقط می‌توانیم به مرجع قضایی برای دادخواهی مراجعه کنیم. مسئله این است که میزان تالاب‌خواری آنقدر در این منطقه زیاد شده که گرفتن دستور توقف تخریب از مرجع قضایی زمان‌بر می‌شود.

*نگذاریم خیلی زود دیر بشود!
بعضی جملات ناب آنقدر مورد مصرف پیدا می‌کنند که تکراری می‌شوند و چیزی که تکراری بشود، کلیشه‌ای می‌شود و چیزی که تبدیل به کلیشه شود، تازگی خود را از دست می‌دهد و در نهایت دیگر ارزشی نخواهد داشت! مثل این جمله عمیق که:« همیشه خیلی زود دیر می‌شود!» و اکنون مصداق عینی و ملموس آن، همین میانکاله بخت برگشته است که هرچه بیشتر بگذرد، بیشتر دیر می‌شود و وقتی خیلی دیر بشود، به سرنوشت بسیاری از تالاب‌های خشک شده دیگر در ایران، همچون گاوخونی و پریشان و ... دچار خواهد شد و آن وقت باید سراغ آن را تنها در کتاب‌های جغرافیا گرفت که روزی روزگاری تالابی...!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی