• منتشر شده در چهارشنبه, 20 شهریور 1398 09:41
«خبرشمال» از خطر درخواست‌های چند صد میلیونی برخی رسانه‌ها در انتخابات اسفند 98 می‌گوید؛

با اینا مستونو سر می‌کنم

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: بعید می‌دانم در فوتبال ما کسی مثل «علی کریمی» دوباره متولد شود. یک نابغه بالفطره که هیچوقت قدر خودش را ندانست. کسی که نمایندگان بایرن مونیخ فقط کافی بود که چند دقیقه از بازی تمرینی ال‌اهلی امارات را از نزدیک ببینند و در انتخابش برای غول باواریا، هیچ تردیدی نداشته باشند. کریمی بعدها اگرچه شمه‌ای از نبوغش را در آلمان هم به رخ کشید اما بی‌خیالی‌اش و اینکه همیشه جوری که خودش دوست داشت رفتار می‌کرد، باعث شد که «مارادونا»ی آسیا که در او کمی از «زیدان» و مقداری «گتوزو» هم وجود داشت، به آنچه لایقش بود نرسد. او تازه علی کریمی بود که می‌توانست برای مثلا کل فوتبال امارات تعیین تکلیف کند. حالا وقتی می‌بینم که بازیکنان درجه 2 و 3 که به گردپای علی کریمی نمی‌رسند، برای باشگاه‌ها و طرفدارنشان طاقچه بالا می‌گذارند و از رقم‌های چند میلیاردی می‌گویند، خنده‌ام می‌گیرد. و این، فوتبال بیمار ماست که مانند بسیاری موارد دیگر  بستر را برای آدم‌های متوهم و ناکارآمد مهیا کرده... .

1
انتخابات مجلس اسفند 1398 احتمالا تکلیف خیلی چیزها را مشخص می‌کند. مجلس فعلی که بدون اغراق نصف بیشتر نمایندگانش اشتباهی به بهارستان رسیده‌اند -دلیل اصلی این اشتباه هم بی‌توجهی ما بوده- حتما به این نتیجه رسیده که باید یک خانه تکانی اساسی بکند تا نمایندگانی که حتی در بدیهی‌ترین رفتارشان هم دچار اشکال هستند، سراغ یک شغل دیگر بروند! مجلسی که برخی در آن استیضاح وزیر را بساطی برای کاسبی خود می‌پندارند یا ناگهان به دستوری از ناکجا، درست در لحظه رأی دادن به لایحه‌ یا مصوبه‌ای، مجبور می‌شوند که قضای حاجتشان را رفع کنند یا فقط وقتی که برایشان می‌صرفد، سری به حوزه انتخابیه‌شان می‌زنند، برای مجلس و برای صندوق رأی و برای شعور و آگاهی مردم، سمی مضر هستند.
نگاه کاسب‌کارانه برخی نمایندگان ملت در خانه ملت، یک دهان‌کجی آشکار به اعتقاد و رأی مردم و دمل چرکی برای مملکت ماست. از بین رفتن آن هم خیلی سخت نیست. نظارت بیشتر لازم دارد و دوری از منفعت‌طلبی و صدالبته دقت بیشتر ما در رأی دادن به آنهایی که شایسته‌اند و رأی ندادن به نالایق‌ها... .

2
دقیقا مشخص نیست که کجا و چه زمانی فهمیدند، می‌توان از رسانه و تبلیغات برای پیروزی در انتخابات استفاده کرد. رسانه‌ها که به مرور زمان قدرت گرفتند و متنوع شدند، هم خودشان و هم اهالی سیاست متوجه شدند که دیگر «رسانه به مثابه رسانه» به درد کتاب‌ها و افاضات می‌خورد. کاسب‌کارانگی سیاست و مجلس، طبیعی بود که پایش خیلی زود به رسانه‌های مکتوب و مجازی هم باز شود... .
با این حال، آنچه می‌توانست و می‌تواند حریمی باشد بین آن ور مرز شکست و پیروزی (در معنای جهان‌شمول) اخلاق بود و هست. با هر تعریفی که از آن داشته باشیم، اخلاق می‌توانست و می‌تواند ما را در لحظه پیروزی یا شکست نگاه دارد؛ خودمان را نزدیک خودمان و جامعه و هویت، و اجازه ندهد وجوه نکبت و سیاه سیاست‌زدگی بر همه جایمان چنبره بزند.
منتهی این را هم بگویم که می‌پذیرم در این شرایط، خیلی سخت است که کاسب‌کارانگی از زندگی‌مان بیرون برود. یعنی وقتی درآمد حلال یک شهروند، کفاف زندگی عادی‌اش را هم نمی‌دهد، طبیعی‌ست که نشود برای او از اهمیت اخلاق کاربردی گفت و انتظار داشت که بپذیرد. این وضعیت، فضا را به نفع آن نماینده کاسب که خیلی راحت وعده می‌دهد که فلان می‌کنم و بیسار اما فلان و بیسارش، فقط در حد فاصل چند ماه به شروع انتخابات است و بعدش، خودش و فلان و بیسارش تا چهارسال بعد می‌روند و خبری از آنها جز در اینستاگرام نیست، به راحتی آماده می‌کند تا از آن سوء‌استفاده کند...


3
انتخابات اسفند امسال غیر از همه اینهایی که اشاره کردم، یک چیز دیگر را هم به شکل قطعی‌تری معلوم خواهد کرد؛ کاسبان رسانه. رسانه‌های مازندران که بی‌اغراق بیشترین تعداد و کمترین کیفیت را دارند و سرشارند از اخبار و محتوای «کپی‌پیست»، در این بازار مکاره سعی دارند با هر ترفندی، کیسه بیشتری بدوزند و سهم بیشتری ببرند. از چه؟ از پول‌های بی حساب و کتابی که برخی نامزدهای انتخابات رو می‌کنند. از کجا؟ می‌شود حدس‌هایی زد اما معمولا پول‌شویی بهترین لفظ برای تعریف این منابع است. این بحث پول‌های نامشخص خودش یک مطلب جدا و مفصل می‌خواهد که بعدا درباره‌اش خواهم نوشت ولی نکته این است که نماینده و نامزدی که هنوز نمی‌داند تا به حال پرسپولیس و استقلال چرا خصوصی نشده‌اند و وعده خصوصی‌سازی آنها را مدام تکرار می‌کند (البته احتمالا دلیلش را می‌داند و ندانستنش برایش بیشتر می‌صرفد!) و زمان دستشویی رفتنش با بعضی از بزنگاه‌های حساس مجلس، هماهنگ می‌شود یا وقتی به دختربچه حوزه انتخابیه‌اش تجاوز می‌شود، موضع ابلهانه می‌گیرد یا در بانک، با کارمند بانک، مثل رعیتش برخورد می‌کند و...، حتما ناآگاه است و کاسب است و این، از خدایش است که رسانه هم ناآگاه و کاسب باشد چون کاسب با کاسب راحت‌تر معامله می‌کند و ناآگاه، راحت‌تر می‌تواند یک رسانه ناآگاه را فریب بدهد. این‌جوری‌ست که برخی رسانه‌ها در مازندران که فقط ظاهر دارند اما عمق ندارند و محتوا ندارند ولی تهمت و تخریب را خوب بلدند، خیلی شیک و «مجلسی» می‌نشینند و درخواست 600 میلیون تومانی و بیشتر می‌کنند. برای چه؟ برای اینکه در انتخابات به نماینده‌ای کمک کنند که برود به مجلس! با چی؟ با ظاهر و رنگ و لعابی که خودش با پول کثیف در دوره‌های قبلی انتخابات به دست آمده. چرا؟ چون نماینده‌ای که کاسب نیست و حاضر نیست به آنها باج 600 میلیون تومانی بدهد، سوژه خوبی‌ست برای تخریب توسط رسانه‌ای که جز پول و منفعت و دروغ و تظاهر، چیز دیگری را نمی‌شناسد و یاد نگرفته است.
انتخابات اسفند امسال برای من یکی که بیشتر از زاویه برملا شدن پول‌دهندگان کثیف و پول‌گیرندگان کثیف‌تر جذابیت دارد چون مطمئنم، استقلال و پرسپولیس به این زودی‌ها خصوصی نمی‌شوند!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی