• منتشر شده در شنبه, 16 شهریور 1398 09:21
«خبرشمال» از مشکل عزاداری کلیشه‌ای در ماه محرّم می‌نویسد؛

سیاست ما عین دیانت ماست؟

 
 
 
 

هومن حکیمی/


اشاره: نگاهی اجمالی اگر بیندازیم به سال‌های اخیر، درباره فوتبال کشورمان به یک ویژگی ثابت غیرمعمول برمی‌خوریم که دیگر تبدیل به غلط مصطلح شده است. هربار که لیگ فوتبال می‌خواهد شروع بشود (با اینکه تقریبا تاریخ شروعش مشخص است!) و مهلت نقل و انتقال و... تعیین شده است، مدام حاشیه و بی‌برنامگی و نداشتن مدیریت و... اصل ماجرا را زیر سوال می‌برد. بعد، لیگ شروع می‌شود و اغلب تیم‌ها تازه در هفته‌های ابتدایی، دنبال آزمون و خطا هستند؛ کاری که باید در واقع در زمان پیش فصل و تمرین و غیره انجام می‌دادند. این‌طوری می‌شود که ما هنوز به اینکه به فینال لیگ قهرمانان آسیا برسیم (آن هم به سختی و چندین سال یک بار) افتخار می‌کنیم و همین که باختیم «اما این باخت، چیزی از ارزش‌های ما کم نمی‌کند...» برایمان کافی‌ست... .

1
تاسوعا و عاشورای گذشته، در شهر رشت بودم. برای تماشای مراسم عزاداری به همراه همسرم به خیابان رفتیم. نرسیده به میدان مرکزی رشت -شهرداری- متوجه باجه مطبوعاتی‌ای شدم که صاحبش چراغش را در آن موقع از شب، روشن نگه داشته بود. روزنامه «خبرشمال» را که روی پیشخوانش دیدم، خودم را معرفی کردم و کمی به این بهانه با او درباره وضعیت رسانه‌های محلی گیلان و همین‌طور نحوه برگزاری مراسم محرم صحبت کردم. همزمان چند دسته‌روی بزرگ در حال انجام بود. اشاره‌ای به آنها کرد و گفت که شب تاسوعا و عاشورا مانند اغلب شهرهای دیگر کشور، بزرگ‌ترین و پرشورترین هیأت‌ها در میدان اصلی شهر جمع می‌شوند و جالب اینکه کمتر مسوولی علم بر شانه می‌گیرد یا به هر دلیلی خودنمایی می‌کند و معمولا مانند افراد عادی در هیأت‌ها حضور دارند و... .
به تناسب شغلم تعداد زیادی از مسوولان شهری رشت؛ به‌خصوص اعضای شورای شهر رشت، را می‌شناسم. در این دو شبی که در رشت بودم، هیچکدام از آنها را درحالی‌که «شو»ی عاشورایی اجرا کنند را ندیدم... .
بحث این نیست که هر مسوولی که علم بر شانه می‌گذارد یا نوحه می‌خواند یا...، دارد تظاهر می‌کند اما همه چیز یک برآیند و مقدار و اندازه‌ای دارد. برآیند است که نشان می‌دهد، در فلان موضوع چقدر کار کارشناسی شده یا نشده و برآیند است که ثابت می‌کند، فلان آدم چقدر متظاهرانه رفتار کرده یا نکرده است.
این اتفاق را در یزد هم تجربه کرده‌ام. آنجا هم عجیب به اعتقادات و مناسک مذهبی اهمیت می‌دهند. کمتر موردی را در محرم یزد می‌توان پیدا کرد که بوی مناسبات غیرعادی بدهد و این، خیلی ارزشمند است. آدم‌ها ورای مسوولیت و مقام و پول و...، در مراسم عزاداری حسین (ع) حاضر می‌شوند و هر چه دارند را بیرون مراسم می‌گذارند و دست خالی می‌آیند داخل.... .


2
حدود 4 سال پیش یک بار در جلسه‌ای که تعداد زیادی از متولیان و فرهنگیان شهرم به همراه «علی‌اصغر یوسف‌نژاد»؛ نماینده مردم ساری و میاندورود در مجلس، حضور داشتند نکته‌ای را درباره دور شدن بخشی از جوانان و نوجوانان مازندران از جوهره محرم و قیام امام حسین (ع) با مصداق و آمار عینی مطرح کردم. این را هم گفتم که ما در مازندران متاسفانه الان سال‌هاست به تاسی از کل کشور، چندان توجهی به بازتعریف برخی مفاهیم یا ارائه جذاب‌تر و به روزتری از موضوع آنها نداشته‌ایم. نتیجه‌اش شده ایجاد انفعال و درجازدن در مورد بعضی از مفاهیم و مبانی اعتقادی که خطرناک است. همه هم این حرف مرا تایید کردند. حتی از آقای یوسف‌نژاد خواستم که به کمیسیون فرهنگی مجلس تذکر بدهد که برنامه‌ریزی و نظارت فرهنگی ما خیلی ضعیف عمل می‌کند. ایشان هم با تایید نظر من حتی مثالی آورد که ثابت می‌کرد در مجلس، کسی چندان تره‌ای برای کمیسیون فرهنگی خرد نمی‌کند و...! الآن 4 سال از آن جلسه گذشته و همچنان اتفاق خاصی نیفتاده است.


3
این جمله «سیاست ما عین دیانت ماست» را در مازندران، برخی هنوز درک نکرده‌اند. آن بخش سیاسی‌اش را چنان بولد کرده‌اند که دیگر چیزی از دیانتش باقی نماند وگرنه چگونه است که همه عزاداری ما خلاصه شده در دهه اول محرم و یک‌سری رفتار کلیشه‌ای که دارد با تظاهر آمیخته می‌شود؟ البته که هنوز خوشبختانه مردم طبق اعتقادات و سنت‌هایشان رفتار می‌کنند اما مگر قرار است تغییرات فرهنگی را فقط مردم رقم بزنند؟ مگر فقط مردم هستند که در حفظ اعتقاد و ارزش‌های ما نقش دارند؟ پس تکلیف این همه نهاد فرهنگی و ارزشی و این همه مسوول رنگارنگ که حقوق هم می‌گیرند چیست؟ چه کسی باید تعریف درست و به روزی از جمله «سیاست ما عین دیانت ماست» ارائه بدهد و جلوی انحراف و ورود ریا به حوزه اعتقادات را بگیرد؟ این دوستان حالا که نزدیک انتخابات شده و به یاد حوزه انتخابی‌شان افتاده‌اند غیر از لابی و... چقدر به فکر حل این مشکل اساسی هستند؟


4
یک اشاره‌ای هم بکنم که چرا گفتم مشکل درجازدن فرهنگی ما در بحث مبانی اعتقادی‌مان همچون ماه محرم و کربلا، کشوری و کلی‌ست؛ امروز همچنان «روز واقعه» در سینما و «مختارنامه» در تلویزیون، تنها آثار شاخص مدیوم تصویر ما با وضوع واقعه کربلا هستند. آن وقت در کشور، مدام مصاحبه می‌خوانیم از انواع مسوولان و روحانیون محترم و مدام نهاد فرهنگی متولد می‌شود که در حوزه مسایل فرهنگی و دینی بودجه می‌گیرند تا اعتلا بدهند؛ حالا اینکه چه چیزی را و چگونه، باید از خودشان پرسید!
اینها احتمالا معتقدند که با چاپ بروشور و بنر و نصب پارچه‌نوشت و گفتن بدون تنوع از کربلا، می‌توان جلوی اضمحلال را گرفت. آنهایی هم که حتی از محرم و کربلا می‌خواهند نفع سیاسی ببرند، جای خودشان را دارند و بار خودشان را با این ماجرا می‌بندند؛ همان‌هایی که سیاست و دیانتشان را توأمان از دست داده‌اند و خواهند داد.‌

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی