• منتشر شده در سه شنبه, 03 ارديبهشت 1398 08:58
خبرشمال با توجه به سخنان مدیرکل اسبق حفاظت محیط زیست مازندران گزارش می‌دهد

«دوره گذار»، از «طرح تنفس»

 
 
 
 

مائده مطهری‌زاده /


روزی نیست که خبری از قاچاق وسیع چوب، در گوشه‌ای از مازندران شنیده نشود! 
چپاولگران و غارتگران حریم سبز، به صغیر و کبیر درختان رحم نمی‌کنند و در غیبت نگاه‌های تیزبین و هوشیار نگهبانان طبیعت، چنان بلایی بر سر جنگل‌های ارزشمند و منحصربفرد شمال آورده‌اند که مسلمان نشنود، کافر نبیند!
این اتفاق شوم نیز تنها و تنها در سایه طرحی که تنفس لقب گرفته، در حال وقوع است.
طرحی که بهره‌برداران و مجریان طرح‌های جنگلداری را از عرصه بیرون کرده و جا را برای قاچاقچیان چوب باز گذاشته است.

*کشف و ضبط چوب آلات جنگلی قاچاق در عباس‌آباد
همین روز گذشته بود که رییس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری عباس‌آباد از کشف و ضبط چوب‌آلات جنگلی در این منطقه خبر داد.
رئیس اداره منابع طبیعی شهرستان عباس آباد گفت: ماموران اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان عباس آباد در دو عملیات جداگانه بیش از 2 مترمکعب چوب آلات جنگلی کشف و ضبط کردند.
علی جلالی اظهار داشت: ماموران این اداره تعداد 16 اصله گرده کاتین و 10 اصله الوار توسکا در مناطق جنگلی دیارگاه و اجین سره سری و طی دو طرح جنگلداری تیاس این شهرستان، 2 متر و 526 هزارم مترمکعب کشف و 
ضبط کردند.
وی با بیان اینکه متخلفان شناسایی و پس از تکمیل مراحل تنظیم تخلف، پرونده تحویل مقامات قضایی خواهد شد افزود: نوع چوب آلات کشف شده
 (الوار، گرده کاتین) نشان از کمبود چوب در بازار و افزایش تقاضای کارگاه‌های چوب بری و صنایع تبدیلی و بیشتر مربوط به خارج از شهرستان عباس‌آباد بوده که سفارشی و توسط واسطه‌ها و متخلفان بومی منطقه تهیه می‌شود.
رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان عباس‌آباد گفت: با توجه به تناسب نداشتن مجازات با جرم انجام شده، قطع و تبدیل درختان جنگلی توسط افراد سودجو و متخلف با سابقه تکرار می‌شود که ضرورت بازبینی قانون مجازات بیش از پیش برای حفظ و حراست از جنگل‌ها و منابع طبیعی حائز اهمیت است.
اما سخن بر سر این است که نیروی انتظامی تا به کی باید جورِ ندانم‌کاری‌های مسببان و بانیان اصلی این اتفاق تلخ که همانا (ایده‌پردازان و طراحان ناآگاه این پروژه به اصطلاح دوستدار جنگل)
 را بکشد؟!
مگر اجرای طرح‌های جنگلداری که از دامنه‌دار شدن قاچاق چوب در جنگل‌های شمال جلوگیری کرده و چرخ کارخانجات سلولزی مازندران را به چرخش درآورده بود چه بدی داشت و حالا با عملیاتی کردن طرح پرحاشیه و جنجالی تنفس جنگل، (می‌خواهیم به کدام هدف خیر دست یابیم که این چنین راه را بر تنفس و حیات جنگل‌های شمال بسته‌ایم؟!

*اجرای صحیح اقدامات دوره گذار به جای طرح تنفس
رسول اشرفی پور، استاد دانشگاه و مدیرکل اسبق حفاظت محیط زیست استان‌های مازندران و تهران به فاصله سال‌های 84 – 88 و 88 – 92، که دارای اصالتی مازندرانی‌ست، در گفت‌و‌گو با خبرشمال اینطور می‌گوید که:« آنچه به حق مایه نگرانی بسیاری از اساتید و کارشناسان اهل فن شده است، نشاندن ترم غیرمصطلح و ابهام‌آلود تنفس جنگل به جای ترم علمی دوره گذار است که ترمی شناخته شده، استاندارد و قابل سنجش و اندازه‌گیری با تکالیف اصلاحی و تدریجی مشخص برای نائل شدن به موزائیک کاربری‌های درخور و تقویت بنیه‌های پایداری جنگل است.»
اشرفی پور می‌افزاید:« دوره گذار، تکالیف فنی مشخصی دارد. در این دوره لاجرم باید به اقدامات مهمی مانند انجام برش‌های پرورشی و بهداشتی، مرمت و نگهداری جاده‌های جنگلی به عنوان سرمایه و شریان اصلی جنگل، غنی سازی توده‌ها و... اهتمام ورزید تا مدعی شویم که زمینه مدیریت پایدار جنگل را فراهم می‌کنیم اما وقتی برنامه، نام و عنوان تنفس جنگل به خود گرفت، به راحتی طرح‌های حفاظتی که شورای عالی سازمان به آن نسخه رسیده بود، به قراردادهای حفاظتیِ صرف
 تنزل می‌یابد.»
مدیر پایگاه جهانی جنگلهای هیرکانی، اینطور سخنانش را پی می‌گیرد که:« به نظر بنده، ایراد کار در ماده 38 قانون توسعه برنامه ششم است که مجلس محترم تصویب کرد و در آنجا فقط ذکر شده است که اجرای طرح‌های جنگلداری، بهره‌برداری از جنگل تا پایان سال سوم برنامه ادامه داشته باشد و از ابتدای سال چهارم هیچگونه بهره‌برداری صورت نگیرد و این در حالی‌ست که در این طرح، علاوه بر فقدان ظرافت، حتی به تعهداتی که باید در قالب دوره گذار به آن توجه کنیم تا پایه‌های مدیریت فنی جنگل سُست نشود، نیز تاکیدی
 صورت نگرفت.»
رسول اشرفی پور، در ادامه گفت:« علی ایحال، هم اکنون بخاطر حال و روز جنگل‌های شمال هم که شده چاره‌ای جز هم‌افزایی کلیه ظرفیت‌ها برای اجرای صحیح دوره گذار، نه دوره 
تنفس نداریم.»
وی با بیان اینکه اگر به ماهیت دوره گذار، یعنی توجه به اقدامات فنی در کنار حفاظت فیزیکی، اهتمام داشته باشیم، می‌توانیم امیدوار باشیم که پس از طی یک دوره 5 الی 10 ساله زمینه‌های تحقق مدیریت پایدار این جنگلها را فراهم می‌کنیم، ادامه داد:« اما اگر به نام تنفس جنگل پیش رویم، باتوجه به تنزل طرح‌های حفاظتی به قراردادهای صرفا حفاظتی که فاصله شدیدی با فرآیند مدیریت فنی این جنگلها دارد، بعید به نظر می‌رسد که پس از طی این دوره کورسویی از استقرار مدیریت پایدار این جنگلها را شاهد باشیم.»

*آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم
کارخانجات سلولزی و صنایع چوب و کاغذ در حالی رو به تعطیلی می‌گذارند که دولت برای تامین کاغذ ناشران و مطبوعات مدتهای مدیدی‌ست به صرافت واردات کاغذ افتاده و این طنز تلخ ما را عجیب به یاد این شعر زیبای فارسی می‌اندازد که:« آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم / یار در خانه و ما گرد
 جهان می‌گردیم...!

*ظرفیت 150 هزار تُنی تولید کاغذ که نادیده گرفته می‌شود
ابوالفضل روغنی گلپایگانی، رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوا در این خصوص می‌گوید: در مجموع تحریم‌ها و عدم حمایت از تولید داخلی باعث شده است کاغذ وضعیت مناسبی در کشور نداشته باشد و بحث انتقال پول و تحریم‌ها کار را برای ناشران و روزنامه‌نگاران سخت کرده است، ولی با این وجود دولت در حمایت از مطبوعات و ناشران برای واردات کاغذ ارز ۴۲۰۰ تومانی تخصیص داده است و در نتیجه فکر می‌کنم در ۶ ماه اول سال جاری با وجود بالا کشیدن قیمت‌ها، مشکل خاصی در زمینه کاغذ تحریر در کشور وجود نخواهد داشت و به زودی نگرانی‌ها در این زمینه کاهش یابد؛ یعنی اقدام به تامین، تخصیص و واردات انجام شده است، البته در نهایت بستگی به وجود مجموعه‌ای از قبیل تقاضای موجود در بازار، تامین تخصیص اعتبار دولت و ثبت سفارش‌ها و اینکه از اردیبهشت وارد تحریم سخت‌تری نشویم نیز دارد.
این رییس خوشنام سندیکای کاغذ و مقوا که از قضا تجربه سالها ریاست بر کرسی مدیریت عاملی بزرگترین کارخانه چوب و کاغذ خاورمیانه (صنایع چوب و کاغذ مازندران) را نیز در کارنامه کاری خود دارد، در ادامه با اشاره به عدم حمایت دولت از تولیدکنندگان داخلی می‌افزاید:« سه تولیدکننده بزرگ در زمینه کاغذ تحریر وجود دارد؛ کاغذسازی پارس، صنایع چوب و کاغذ مازندران و کاغذسازی تبریز، ولی به دلیل عدم حمایت جدی دولت در سال‌های گذشته، این کارخانجات تولید اساسی ندارند. ما ظرفیت ۱۵۰ هزار تُن برای تولید داریم، اما به کالا و محصولاتی که ارزش افزوده بیشتری دارد رو آورده شده است.»

*سخن پایانی
پس از گزارش‌های بسیاری که در رابطه با طرح تنفس جنگل داشته و شنیدن سخنان روشنگرانه کارشناسان و مشاهده واقعیت‌هایی که بر جنگل‌های شمال رفته است، گویا کم کم باید به این نتیجه برسیم که پای دست‌های پشت پرده، مافیا و سلاطین چوب در میان باشد، وگرنه ناموفق بودن و تبدیل به ضد شدن طرح تنفس دیگر اظهر من‌الشمس است و بر کسی پوشیده نیست که با ادامه اجرای این طرح، مرگ جنگل‌های شمال قطعی است و ما آرزو می‌کنیم تا قبل از آنکه خیلی دیر بشود و آخرین امیدها برای نگهداشتن جنگل‌های سرسبز شمال از بین برود، جلوی ادامه این داستان غم‌انگیز را بگیرند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی