• منتشر شده در سه شنبه, 03 ارديبهشت 1398 08:55
«خبرشمال» براساس شنيده‌ها و ديده‌ها از خطري كه جشنواره «وارش» را تهديد مي‌كند، مي‌نويسد؛

«دوست خريدن» با جشنواره!

 
 
 
 

هومن حكيمي/


اشاره: چند روز ديگر، جشنواره سينمايي «وارش» در بابل-مازندران، بعد از سال‌ها وقفه، آغاز مي‌شود. جشنواره‌اي كه قرار بود به مرور تبديل به «برند»ي فرهنگي و هنري در مازندران شود و محلي شود براي بروز و عرضه استعدادهاي جوان و بومي. اين هدف در اوايل و دوره‌هاي ابتدايي وارش تا حدي محقق شد اما هر چه گذشت مثل بيشتر وقت‌ها كه در مازندران، كار گروهي به نتبجه درازمدت مطلوب نمي‌رسد، وارش هم از مسير اصلي خارج شد. حالا اما همه مشتاق بوديم براي شروع دوباره اين رويداد فرخنده ولي خبرهاي خوبي به گوش نمي‌رسد و نگرانيم.

*«وارش» است يا باران موسمي يا «شلاب»؟ 
نهمين دوره جشنواره  قرار است برگزار شود. جشنواره‌اي كه هدفش را از پيش تعيين كرده بود اما سوال‌ها اين هستند؛ در هشت دوره قبلي چه اتفاق‌هايي رخ داد؟ تاثير «وارش» بر سينما و هنر و فرهنگ مازندران چه بود؟ خروجي اصلي آن چه بود و چيست؟ حالا سوال‌هاي ديگري از راه مي‌رسند؛ برگزاركنندگان اين دوره چقدر از تجربه‌ها و دستآوردهاي مثبت و منفي هشت دوره قبل، قرار است استفاده كنند و آنها را بررسي كرده‌اند؟ جشنواره قرار است مثل اغلب اوقات موسمي باشد يا واقعا «وارش»گونه بر كالبد نحيف سينماي استان ببارد يا اينكه تبديل به «شلاب» شود و كار را يكسره
 كند؟!
*آيين دوست‌يابي!
چقدر خوب است جشنواره؛ همه شيك و تر و تميز مي‌شوند. آدم معروف‌ها مي‌آيند اينجا و حرف‌هاي قشنگ و لبخندهاي زيبا مي‌زنند. كلي خبر درباره جشنواره پراكنده مي‌شود (كه امسال البته اصلا معلوم نيست دوستان جشنواره در بخش رسانه و خبر دارند چه كاري مي‌كنند!)، مقام‌هاي بلند پايه از اهميت فرهنگ و هنر مي‌گويند. «مهدي قربان‌پور»؛ دبير جشنواره، كه خودش فيلمساز است و قبلا هم در وارش بوده، ميزبان سينمايي‌هاي خارج از استان مي‌شود و سعي مي‌كند از اين طريق دوستان بيشتري كسب كند! ولي خود خود جشنواه وارش دارد دقيقا چه كار مي‌كند؟ 
حالا كه صحبت از دبير اين دوره وارش شد، مي‌خواهم برايتان تصورم از قربان‌‌پور را براساس يك سري بررسي‌ها و مصداق‌ها و اطلاعات و... به شكل سينمايي شرح دهم؛ او يك آدم تقريبا موفق در عرصه فيلمسازي اما تقريبا ناموفق در عرصه مديريت است. او يك آدم تقريبا تنهاست كه تنهايي‌اش باعث مي‌شود گاهي از تنهايي‌اش بيايد بيرون و از جشنواره‌اي به جشنواره ديگر برود. آدم‌ها را به جشنواره‌اش دعوت كند تا او رابه جشنوار‌ه‌شان دعوت كنند! مي‌بينيد؟ بازي به همين راحتي‌ست دوست من! و اينجوري‌ست كه همه چيز در هاله‌اي از ابهام پيش مي‌رود! اين نظر و تصويري كه ارائه كردم، البته مي‌تواند از طرف مهدي قربان‌پور مورد پذيرش قرار نگيرد اما... .

*بودجه‌اي كه صرف مي‌شود تا همه چيز در سطح بماند!
دست‌كم چيزي در حدود 2ميليارد تومان؛ اين بودجه نهمين دوره جشنواره سينمايي «وارش» است. بخشي از اين رقم صرف نونوار شدن سينماي هنر و تجربه كه مكان برگزاري جشنواره است، شده كه هم خوب است هم ناخوب! يك جوري اذيت مي‌كند چون سينماي هنر و تجربه بابل فقط مختص وارش نيست. بخشي هم طبعا صرف جايزه‌ها و برنامه‌ها و داوران و غيره خواهد شد! اما چرا هيأت انتخاب به شكل شفاف مشخص نيستند؟ و چرا هيأت داوران بخش مسابقه؟ و چرا گروه مثلا ساكن در تهران كه بايد بخشي از كار جشنواره را در مازندران، پيش ببرند از نبودن بودجه گلايه كرده‌اند و حتي بعضي‌هاشان كار نمي‌كنند؟ و اينكه جشنواره وارش آيا حالش در اين چند روز باقي‌مانده به شروع، خوب است يا فقط قيافه‌اش را دارند خوب نشان مي‌دهند؟

 *دبير جشنواره چرا بالاي 30 درصد است؟!
معمولا يك دبير جشنواره مي‌تواند گاهي در انتخاب آثار راه يافته به بخش‌هاي مختلف جشنواره دخالت مستقيم كند و نظرش را بقبولاند! چيزي حدود 30 درصد. ولي براي حذف يك فيلم كه داوران انتخاب كرده‌اند و جايگزيني‌اش با فيلم ديگر، حتما بايد دليل درست داشته باشد. يعني نمي‌شود كه فيلم‌هاي خوب را با فيلم‌هاي ضعيف‌تر جابه‌جا كرد چون آنها مال دوستانند و اينها مال چهره‌هاي گمنام! نمي‌شود كه يك نفر در چند بخش وارش نهم، فيلم داشته باشد و بقيه اصلا نباشند! آن هم بقيه‌اي كه فيلم‌هايشان اگر از راه‌يافته‌ها قوي‌تر نبوده، قطعا ضعيف‌‌تر نيستند (براي يكي دوتا كه مصداق عيني دارم). 
از طرف ديگر جشنواره وارش قرار بود جاي نشان داده شدن فيلمسازان مستعد باشد نه اينكه چند صاحب‌نام سينماي مازندران را كه در جشنواره‌هاي جهاني جايزه هم گرفته‌اند بياوريم و جوانان را قرباني آنها كنيم. «ياسر خير» و «وطن‌دوست» و«ياسر طالبي» و ... به اندازه كافي موفق و معروف شده‌اند پس نيازي ندارند كه دوباره بخواهند قدرت‌نمايي بكنند؛ آن هم در جشنواره خودشان و در برابر چهره‌هاي گمنام اما قابلي كه قرار است يك روزي مثل آنها بدرخشند. و اصلا چه فايده‌اي دارد كه به فيلم‌هايي كه كلي جايزه معتبر كشوري و خارجي گرفته‌اند باز هم در وارش جايزه بدهيم و به جايش چشم بر روي جوانان آينده‌دار ببنديم؟ من حتي احتمال مي‌دهم كه خود اين «اسم»هاي مطرح هم ته قلبشان راضي نباشند به اين فرآيند اما انگار فقط مهم اين است كه آقاي دبير جشنواره راضي باشد! شايد اينجوري، خريدن دوست، هزينه كمتري هم داشته باشد!

*صبر مي‌كنيم اما تحمل نه!
با اين همه من و دوستان علاقه‌مندم در مازندران حتما صبر خواهيم كرد. صبر مي‌كنيم چون جشنواره بايد تمام شود تا بشود آن را كامل بررسي كرد. صبر مي‌كنيم چون اينجا مازندران است و ما هم مازندراني هستيم و دوست داريم براي استانمان اتفاق‌هاي خوبي رخ بدهند. صبر مي‌كنيم تا از غوره‌ها حلوا توليد شود! صبر مي‌كنيم چون گاهي مطلقا چاره‌اي جز صبر نداريم اما حتما بي‌عدالتي و دوست‌ و رفيق‌بازي و اجحاف به چهره‌هاي گمنام و باندبازي را تحمل نخواهيم كرد. همه چيز بايد شفاف و اصولي پيش برود؛ به‌خصوص كه اينجا مازندران است و «وارش»‌ها در يك لحظه مي‌توانند تبديل به «شلاب» بشوند!

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی