• منتشر شده در دوشنبه, 27 اسفند 1397 07:24
«خبرشمال» از فرصت فرهنگي استاندار مازندران مي‌گويد؛

دل‌شدگان

 
 
 
 

هومن حكيمي/


اشاره: در اين پايان سالي كه اقتصاد، رمق چنداني براي اغلب ما باقي نگذاشته و عطر عيد، چنانكه شايسته ماست به مشام نمي‌رسد، سخت است كه حوصله و اشتياق مخاطب را برانگيزي تا بپذيرد روزنامه و فرهنگ و هنر، هنوز ارزش زيادي دارند. با اين حال، حتي در اين برهه همهمه و خستگي و در مصاف نابرابر روزهاي پاياني اسفند 1397 با نوروزي كه در راه است، گاهي اتفاقات مثبتي هم رخ مي‌دهند كه دست‌كم براي كساني مانند من كه نفسشان به نفس كلمه و نوشتن و فرهنگ و هنر پيوند خورده، مايه اميدواري و نشاط‌‌اند.

1
بهمن ماه 1396، حاج مجيد حسين‌زادگان، هنوز معاون سياسي امنيتي اجتماعي استانداري مازندران نشده بود و هنوز مانده بود كه به‌عنوان استاندار مازندران منصوب شود. من چند ماه قبل از برگزاري جشنواره سينمايي فجر آن سال -كمي بعد از انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي اسلامي كه خستگي زيادي براي برگزاركنندگان و ما اهالي رسانه به همراه داشت- با مجيد حسين‌زداگان كه فرماندار وقت ساري بود، گپ و گفتي درباره مسائل انتخابات و شهر و... داشتم. و اين، تقريبا اولين باري بود كه با او به شكل تقريبا مفصل و به دور از صحبت‌هاي كوتاه اتفاقي در بين مراسم و همايش‌ها، ديدار و صحبت مي‌كردم. تصور كلي‌ام از او يك مدير كاملا سياسي با رويكرد انتخاباتي بود كه اگرچه تصور اشتباهي نيست اما اين، تنها وجه استاندار فعلي مازندران نبود و نيست.
در آن مقطع، مواضع و سليقه من و ايشان درباره برخي مسائل كلي شهري و استاني كمي با هم تفاوت داشت اما اين مسأله (كه شايد از نظر بعضي‌ها نكته مهمي نباشد ولي بسيار حياتي‌ست) به هيچ وجه در نحوه رفتار محترمانه فرماندار وقت ساري با من، خللي وارد نكرد.

2
داشتم مي‌گفتم كه بهمن 1396 بود. كمي قبل از جشنواره، براي يكي از دوستانم مشكلي پيش آمد كه در حيطه مسووليت فرماندار بود. يك‌جور سوء‌تفاهم حرفه‌اي كه براي آنهايي كه در حوزه هنر و فرهنگ كار مي‌كنند و قلم مي‌زنند، آشنا و طبيعي‌ست. براي حل اين مشكل با حسين‌زادگان فرماندار تماس گرفتم و او بدون لحظه‌اي درنگ، با پيگيري، مشكل را مرتفع كرد. در میان چند تماس من با او براي حل اين مسأله، صحبت‌مان به سينما و جشنواره فجر كشيد. با علاقه تمام درباره فيلم‌هايي كه قرار بود آن سال در ساري اكران شوند، پرسيد و با كمي حسرت از اين گفت كه چقدر دلش مي‌خواهد در روزهاي جشنواره به تماشاي همه فيلم‌ها بنشيند اما متاسفانه، فشار كاري اين فرصت را به او نمي‌‎دهد. صحبتمان به فيلم «تنگه ابوقريب» كه رسيد و وقتي من كه در يك نوبت اين فيلم را ديده بودم، با اشتياق زايد‌الوصفي درباره كيفيت خوب اين فيلم تعريف كردم، از من خواست هماهنگ كنم كه تا در نوبت بعدي اكران اين فيلم با هم به تماشايش برويم. 
روز اكران مجدد «تنگه ابوقريب» كمي از قبل شروع فيلم، به من اطلاع داد كه به دليل يك مشغله كاري، امكان آمدنش مهيا نيست. طوري هم اين جمله را مطرح كرد كه متوجه شدم، وجه فرهنگي و هنري مجيد حسين‌زادگان، درست به اندازه وجه سياسي او پررنگ است.

3
چند ماه بعد، پس از انتصاب مهندس اسلامي به‌عنوان استاندار مازندران، حاج مجيد به‌عنوان معاون سياسي امنيتي اجتماعي استانداري مازندران منصوب شد. كمي بعد، از طرف اداره‌كل ارشاد استان براي افتتاح اولين سالن «بلك‌باكس» مازندران در ساري دعوت شدم. روز افتتاح، حسين‌زادگان به همراه استاندار وقت مازندران براي شركت در مراسم افتتاح اين سالن اختصاصي تئاتر، آمد. بعد از مراسم فرصتي شد تا چند دقيقه‌اي با هم صحبت كنيم. بحثمان به تئاتر و تاثيرش بر حوزه اجتماعي هم رسيد. مثل دو علاقه‌مند تئاتر، گرم گفت‌وگو شديم كه اگر راننده معاون سياسي وقت استانداري مازندران، به او يادآوري نمي‌كرد كه با تاخير به جلسه بعدي خواهند رسيد، احتمالا ساعت‌ها ادامه پيدا مي‌كرد! آنجا مطمئن شدم كه حسين‌زادگان، هم تئاتري‌ست و هم صاحب نظر در حوزه اجتماعي.

4
«احمد حسین‌زادگان با حضور در مجتمع فرهنگی سینمایی بابل و دبیرخانه نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم وارش با دبیر و مدیران بخش‌های مختلف این رویداد دیدار کرد و در جریان آخرین فعالیت‌های برگزاری جشنواره قرار گرفت».
اين خبر بالايي، ظاهري دارد شبيه بيشمار اخباري كه درباره حضور مسوولان در جاهاي مختلف و به مناسبت‌هاي مختلف، مي‌خوانيم و مي‌شنويم. فلاني به فلان جا رفت و فلان حرف را مطرح كرد؛ حرف‌هايي كه معمولا هيچ كدام هم به مرحله عمل درنمي‌آيند اما اين يكي فرق مي‌كند.
آنهايي كه با جشنواره سينمايي «وارش» آشنا و از دور يا نزديك درگير آن‌اند مي‌دانند كه قرار بود بعد از سال‌ها، جشنواره‌اي كه در اولين سال‌هاي آغازش توانسته بود تاثيرگذار باشد و تبديل به «برندي» براي مازندران شود، به دلايل متني و فرامتني فراوان و البته مشكلات اقتصادي به تعطيلي رسيد. سال 1397 اما طلسم شكست و اعلام شد كه ارديبهشت 1398 دوره جديد اين جشنواره بين‌المللي برگزار خواهد شد. دبير جشنواره انتخاب شد و دبيرخانه تشكيل شد و آثار زيادي به دبيرخانه ارسال شد. اوضاع، خوب پيش مي‌رفت تا اينكه مشكلات يكي يكي سربرآوردند. بوي تعطيلي مجدد به مشام مي‌رسيد. دست‌اندركاران تقريبا نااميد شده بودند و نااميدي، يك مصيبت لاكردار است.
استاندار فعلي مازندران اما چند روز پیش به شكل سرزده به محل جشنواره وارش رفت. به مشكلات مطرح شده توسط دبير و ديگر اعضاي جشنواره گوش كرد و همان‌جا پيگير شد و چند مسأله را رفع كرد. قول هم داد كه جشنواره حتما و با كيفيت برگزار خواهد شد. طوري هم اين كارها را انجام داد كه افراد حاضر در جلسه و به‌خصوص دبير جشنواره مبهوت شدند. حق هم داشتند چون آنها تا قبل از اين روز، مدير ارشد استاني  را نديده بودند كه تا اين حد علاقه‌مند به فرهنگ و هنر و سينما باشد و نسبت به استانش بدون توجه به رنگ‌ها و شهرها و سليقه‌ها، تعصب داشته باشد. من اما خيلي متعجب نشدم چون همان‌طوركه گفتم، قبلا وجه غيرسياسي حسين‌زادگان را هم از نزديك كشف كرده بودم!


  1. جمعه‌اي كه گذشت جلسه ويژه‌اي در محل استانداري مازندران براي ادامه حل مشكلات پيش روي وارش با حضور استاندار و برگزاركنندگان اين جشنواره انجام شد. همان جلسه‌اي كه «مهدي قربان‌پور» بي‌اختيار از جايش بلند شد و براي حاج مجيد حسين‌زادگان دست زد و از پيگيري‌هاي او تشكر كرد. 
    حالا البته اما مي‌شود از اين اتفاق، تعبيرهاي غيرمتني زيادي كرد. مي‌دانيد چرا؟ چون ما در مازندران هنوز عادت نكرده‌ايم كه هر مظروفي را در ظرف خودش بريزيم و بسنجيم. عادت نكرده‌ايم مسائل را در ابتدا در حوزه تخصصي‌اش بررسي كنيم و بعد، اگر دليل واضحي برايش داشتيم، به حوزه‌هاي ديگر ارجاع بدهيم.
    اينها اما نشانه‌هاي خوبي است براي سينماي مازندران در سالي كه چند روز ديگر به استقبالش خواهيم رفت.

6
بارها ناليده‌ايم از نداشتن يك استاندار مازندراني. يا غر زده‌ايم به خاطر داشتن استاندار مازندراني كه كيفيت و كميت مناسبي نداشته است. الان اما استاندار ساروي مازندراني داريم كه به حوزه فرهنگ و هنر هم همپاي سياست و اجتماع و اقتصاد اهميت مي‌دهد. براي صدمين بار هم مي‌نويسم كه حسين‌زادگان، مثل هر مدير ديگري بي‌ايراد نيست اما براي صدويكمين بار هم مي‌نويسم كه برآيند آدم‌ها از همه چيز مهم‌تر است. حسين‌زادگان، استانداري‌ست كه «محمود شالويي» را به تحرك واداشته است و قصد دارد كه به قطار متوقف شده فرهنگ و هنر مازندران، تكاني بدهد. هنوز هم البته كارهاي زيادي هست كه بايد انجام بدهند اما... .


  1. در پايان اين نوشته نمي‌دانم چرا دلم ناگهان هوس «خسي در ميقات» كرده است. دلم هواي ديدن «دل‌شدگان» را بر پرده يك سينماي جمع و جور كرده است مخصوصا آن سكانس  بي‌نظيرش كه صداي جاودانه استاد «شجريان» با كلوزآپي از صورت معصومانه «ليلاحاتمي» به گوش مي‌رسد؛ «يارم به يك لا پيرهن/ خوابيده زير نسترن/ترسم كه بوي نسترن/ مست است و هوشيارش كند»، و دلم مي‌خواهد از همين امروز بخوابم و روز دوم نوروز بيدار شوم. آسمان، آبي و صاف باشد و مردم، همه، واقعا و از ته دل خوشحال، بدون اينكه دغدغه چيزهاي معمولي و ساده زندگي را داشته باشند.

 

 
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی